پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه

231

پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )

نگرفته است . طىّ پنج روز از زمانى كه امام حسين ( ع ) به كربلا رسيد تا روزى كه لشكر عظيم كوفه - كه شمارش بين 22 تا 28 هزار نفر مىرسيد - به كربلا رسيد ، شيعيان در يك حالت بى تصميمى مانده و تشكّل لازم را براى تصميم‌گيرى متمركز نداشتند . اين همان مشكلى بود كه در زمان حضور مسلم بن عقيل در كوفه هم داشتند . ترس از شمشير عبيداللّه هم ، كه بى امان افراد مظنون را به قتل مىرساند ، آنان را خانه‌نشين كرده و تنها در اين انديشه بودند كه اوّلًا جان خود را از تهديد حكومت در امان دارند ، و ثانياً آن كه به زور ، مجبور نشوند در سپاه كوفه حاضر شده ، در كربلا برابر امام حسين ( ع ) قرار گيرند . شمار زيادى از كسانى كه در شرايط عادى مىتوانستند در سپاه امام باشند ، به اجبار در سپاه كوفه حاضر شدند . تلاش آنان اين بود تا از اين سپاه فاصله گرفته ، بگريزند . به همين دليل همراه سپاه كوفه بيرون آمده و در طول مسير مىگريختند . . . . گاه يك فرمانده با هزار نفر اعزام مىشد ، امّا تنها با سيصد ، چهارصد يا كمتر از آن به كربلا مىرسيد ؛ چرا كه مايل به آمدن به اين جنگ نبود . ( / ر . ك : انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 178 و 179 ) . هرثمة بن سليم - كه از شيعيان علىّ بن ابىطالب بوده - از كسانى بود كه به كربلا آمد و از آنجا گريخت . وى در اين باره يادآور شد كه وقتى در مسير صفّين با امام على ( ع ) در اينجا آمدند ، حضرت مشتى از خاك كربلا برداشت و فرمود : واهاً لك يا تربة ! ليحشرنّ منك قوم يدخلون الجنّة به غير حساب . وى مىگويد در سپاه كوفه به كربلا رسيدم ، خدمت امام رفتم و ماجرا را تعريف كردم و گفتم اكنون نه مىخواهم با تو باشم و نه عليه تو . حضرت فرمود : از اينجا بگريز و شاهد كشته شدن من مباش كه هيچ كس شاهد آن نخواهد بود ، مگر آن كه خداوند او را در آتش خواهد سوزاند ، و من هم از آنجا گريختم . پيوستن برخى از شيعيان ، تك تك در روزهاى آخر ادامه يافت . يكى از آنان عبداللّه بن عمر كلبى بود كه مجاهد در جبهه‌هاى جنگ با كفّار بود . وقتى ديد عدّه‌اى در نخيلهء كوفه آمادهء جنگ با امام حسين ( ع ) مىشوند ، گفت : من علاقمند بودم در جهاد با مشركين شركت كنم ؛ امّا اكنون احساس مىكنم نبرد با كسانى كه به جنگ حسين - فرزند فاطمه - مىروند اولى است . آن گاه به خانه آمد و اين مطلب را با همسرش در ميان گذاشت . همسرش از سخن وى استقبال كرد و گفت : درست دريافته‌اى ؛ من هم با تو مىآيم . اين دو شبانه از كوفه خارج شده به امام حسين ( ع ) ملحق شدند ( / ر . ك : تاريخ الطّبرى ، ج 5 ، ص 429 ) . . . . حبيب بن مظاهر از شيعيان برجستهء كوفه بود كه در همين ايّام به امام حسين ( ع ) پيوست . وى مىكوشيد تا شمارى از طايفهء بنى اسد را كه در آن نزديكى زندگى